تبليغاتX
کولاک
حرفایی خودمونی با دوستان
14.00

وقتی درو باز میکنه میاد تو خونه لبخندش برام زیباترین لبخند دنیاست.خط لبخند و چین های چشمش برام زیباترین تصویر دنیاست.

وقتی داره پرده نصب میکنه قامتش برام متناسبترین قامت دنیاست.

وقتی ناراحتم میاد نازم میکنه نگاهش برام بهترین نگاه دنیاست.

وقتی  میاد میگه :گوگولی من چیکار میکنه؟!برام زیباترین لحظه دنیاست .

وقتی صدام میکنه :لیلا! صداش برام پر طنین ترین صدای دنیاست .

وقتی موقع رد شدن از خیابون دستمو میگیره  دستاش برام امن ترین تکیه گاه دنیاست .

وقتی تنهام و کنارم نیست یا وقتی ناراحت میشه دلم هرری میریزه!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 14:56  توسط لیلا   | 

داشتم تو نت در مورد زنان مطلب میخوندم به این مطلب رسیدم:

"

زنان به طور متوسط در طول روز پنج ساعت صحبت می‌کنند.

مطالعات انجام شده در بریتانیا نشان می‌دهد زنان روزانه 298 دقیقه صحبت می‌کنند که این میزان معادل  یک سوم مدت زمان بیداری آن‌ها است!

صحبت کردن در مورد امور دیگران اساس بسیاری از این صحبت‌ها راتشکیل می‌دهد.

سایر موضوعات شامل صحبت کردن در مورد وزن، رژیم غذایی، وعده‌ نهار و لوازم آرایشی است.

این تحقیقات نشان می‌دهد زنان بیشتر مایلند با دوستانشان صحبت کنند تا با کسان دیگر.

مردان تمایل دارند با بهترین دوستان خود در مورد مسائل کاری صحبت کنند و زنان دوست دارند با آنان از هر دری صحبت کنند."

اما من دیده ام زنانی را که در محیط کارم ازصب تا غروب حرفی نمیزنند.و از قیافشان مشخص است که چیزی ذهنشان را مشغول کرده است.دیده ام زنی را که از ترس غر زدنهای شوهرش شرایط سخت محیط کار را تحمل میکند.دیده ام زنانی را که از ترس بی عرضه خواندنشان تحت هر شرایطی سر کارشان می مانند. دیده ام زنانی را که چون صب تا عصر سرکارند و بعد مشغول کارهای خانه فرصتی ندارند که بخواهند حرف بزنند.چه برسد که یک سوم بیداری شان را حرف بزنند!

به نظرم زنان برای برون راندن حس سرکوب شدگیشان بیشتر از مردان حرف میزنند.

اگر مردها هم شرایطی مشابه به زنان داشتند اگر مردها هم محدود بودند اگر مردها هم به عنوان جنس دوم شمرده میشدند بی شک بیشتر از زنان به صحبت های بیهوده می پرداختند.


+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 22:10  توسط لیلا   | 

اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...

 اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

 اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...

اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید.

و به نظرم کم بیراه  نمیگن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 11:56  توسط لیلا   | 

می توان زنان را به چهار گروه تقسیم نمود: زنانی که می خواهند فرشته باشند، زنانی که همیارند، زنان طلبکار و زنانی که به تعادل رسیده اند.

زنان فرشته خصال همیشه از سهم خود، از خود و آنچه که باید در زندگی داشته باشند می گذرند. همیشه خسته اند، اما دم نمی زنند، یک نوع غرور مردانه در وجودشان می جوشد. گاه هیچ گاه ازدواج نمی کنند و گاه در زندگی زناشویی له می شوند زنانی که همیارند بعضا هم در خانه و هم در اداره کار می کنند و به شوهرشان از لحاظ مالی کمک می کنند، ولی بازهم نتوانسته اند به تعادل مطلوب برسند.

زنان طلبکار دائما می گویند: «پولمان برای خودمان است و به من چه که شوهرم دستش تنگ است؟!» این گروه با خصلت خودخواهی معرفی می شوند و چون کارشان اولویت اول را دارد، به زودی تنها می مانند. زنان ' متعادل مدیران موفقی هستند که هم خانه را به نحو احسن اداره می کنند و هم در محیط کار شایسته عمل می کنند. این قشر از بانوان توانسته اند با مهر خود و برنامه ریزی درست از مشارکت همسر و فرزندانشان در اداره امور منزل بهره ببرند، لذا برای خودشان و علایقشان نیز سهمی درنظر گرفته اند.

زنانی که همه چیزشان شغل شان است به ویژه آنهایی که ازدواج کرده اند و فرزند و همسرشان را در اولویت دوم قرار داده اند، زنانی هستند که همیشه تنها هستند و همه هم نسبت به عملکرد آنها گلایه دارند. این یک واقعیت است که زن شاغل چون ساعات زیادی از انرژی اش را صرف کار بیرون از منزل کرده و از سوی دیگر به محض رسیدن به منزل فرصت استراحت ندارد، همیشه خسته به نظر می رسد و در دراز مدت به شدت مستهلک خواهد شد.

متأسفانه در خانواده سنتی مشارکت مردان در انجام امور منزل بعضا بسیار کمرنگ است و وقتی همیاری نباشد، زن شاغل و متأهل دچار افسردگی و اضطراب شدید خواهد شد. او همیشه مضطرب است که وقت کم نیاورد و بتواند همه امور را رفع و رجوع کند.

لازم به ذکر است حتی زنان خانه دار هم دچار اضطراب هستند. آنها چون اغلب برای زمانشان برنامه ریزی دقیقی ندارند، یک کار را که باید در عرض دو ساعت خاتمه دهند، براساس یک وسواس فکری تمام طول روز گرفتارش هستن زنان خانه دار معمولا تکرار در امور، افسردگی، احساس مفید نبودن و اضطراب را تجربه می کنند.

و در آخر : احساس رضایت از خویشتن ، رنگ زندگی را زیبا میکند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 10:21  توسط لیلا   | 

طبق بررسی های انجام شده شواهدی وجود دارد که زنان ده برابر مردان قربانی خشونت ها می شوند.برخی عواملی که موجب زن آزاری توسط مردان میشود عبارتند از:۱.اعتقاد به اقتدار مردانه ۲.ناتوانی نسبی اقتصادی زن۳.اعتقاد به اینکه نقش زن فقط خانه داریست ۴.خودپنداره منفی زنان۵.اعتقادبه اینکه زن مانند کودک است۶.اعتقاد به اینکه نظام قضایی جانب مردان را میگیرد.

گردآوری شده

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 14:52  توسط لیلا   | 

آدمهای مهربون را دوست دارم.همون ها که یه محبتی تو چهره شون نهفته است!همونها که دیگران را منتظر نمی زارند!همون ها که صداقت در وجودشان موج میزند!همون ها که بوی ناب(( آدم)) می دهند!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 10:14  توسط لیلا   | 

 

چه خوب میشد هر صبح که از خاب بلند میشوم یکی دست و صورتم را میشست!

چه خوب میشد وقتی اتفاق جالبی را با هیجان برای همراهت در خیابان تعریف میکنی کسی بهت نگوید آرامتر اینجا خیابان است!

چه خوب میشد وقتی یه ترفند جدید در محیط کار پیدا میکنی و از ذوق جیغ میکشی کسی تعجب نمیکرد!

چه خوب میشد وقتی تو جمع خوابت میگیره و میخوابی کسی بهت نگوید وا!

چه خوب میشد اگه برچسب وسایل نو رو نمیکندی کسی بهت خرده نمیگرفت!

چه خوب میشد وقتی دلت میگیره یکی نازتو بکشه!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 13:45  توسط لیلا   | 

یه روز یه ایمیل برام اومد به این عنوان "مغز خود را ارزیابی کنید" و یه لینک داده بود .به اون لینک رفتم و تست داده شده اش را زدم.نتایج بسیار اسفناک بود!!!حالمان گرفته شد.بعد از اون این تست رو به هرکی میدیدم میدادم تا بزنه!!!جالب بود همه نتایجشون بهتر از من بود!!!از قوی ترین فرد از نظر خودم تا ضعیف ترین فرد!همه نتایج ارزیابی مغزشون بهتر از من بود!!! برام جالب بود که در این دنیا فقط منم که نتایج مغزم از 20 نمره زیر 10 شده!!!حس حسادت از یک طرف و حس برتر بودنم نسبت به دیگران باعث شد که پیگیری کنم که چرا همه بالاتر از من میزنن!حتی آدمایی که مغزشون در حد ماهی هم نبود و شخصا یه مطلب را هزاران بار براشون توضیح میدادم تا یه ذره بفهمن! اونام بالاتر از من زده بودن!!! گفتم یه جای کار میلنگه!من به خودم اعتماد دارم که از خیلی از اینایی که تست زدن مغزم پیشرفته تره!گفتم شاید در تست زدن صداقت نداشتن!مخصوصا وقتی یکی از دوستام یکی از نتایجش 20 شد داشتم شاخ در می آوردم!بعد ازش پرسیدم گفتم مثلا فلان سوال را چی زدی؟ گفت :زدم به ندرت!!گفتم جالبه حداقل من روزانه 10 بار این رفتار را از تو میبینم چطور زدی به ندرت؟! گفت :نه قبلا این طور بودم الان کار کردم رو خودم بهتر شدم!جالب بود و این گونه بود که فهمیدم  کمتر کسیست مثه من با خودش صادق باشه و احساسات و رفتار هاشو اینفدر دقیق بشناسه! بعد کیف کردم برا خودم.و یه مقدار اون حس حسادتم تلطیف شد!!!

لینک اون تست هم اینجاست.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 15:49  توسط لیلا  

با تشکر از دوستانی که تبریک گفتند!

ممنون!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 8:32  توسط لیلا  

گامی دیگر به سوی زیباتر زیستن ،زیباتر دیدن ، دوست داشتن و دوست داشته شدن!

پنجشنبه۳۱/۶/۱۳۹۰ ساعت ۵.۳۰ عصر عقد من و یاسر!!!

در مراسم جشن عروسیمان منتظر حضور گرمتان هستیم!(تاریخ جشن عروسی متعاقبا اعلام میگردد)

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 1:46  توسط لیلا