|
|
|
|
|
چشمانم را باز ميكنم .اصلا حال ندارم پاشم برم دست و صورتم رو بشورم.نگاهم به گوشيم ميخوره كه داره بهم چشمك ميزنه.انرژيي ميگيرم جستي ميزنم و گوشيمو برميدارم.يه اس ام اسه!!!دارم فكر ميكنم كه كي ميتونه باشه،لبخندي رو لبام ميشينه.اس ام اس را باز ميكنم.لبخند محو ميشود!همراه اول صورتحسابمو فرستاده!چقدر هم زياد!!(آخه همراه عزيز اول صبح بايد بفرستي؟!) بيخيالش ميشم.ميگم امروز روز قشنگيه!به خودم كلي انرژي مثبت ميدم.لباسامو ميپوشم و ميرم سوار آسانسور بشم .هرچي دكمه آسانسورو فشار ميدم اتفاقي نمي افته!نگاهي به ساعتم ميندازم داره ديرم ميشه!مجبور ميشم از پله برم.نفس زنان از ساختمان خارج ميشم.تا ميرسم به ايستگاه ، اتوبوس حركت ميكند و من از اتوبوس جا ميمونم.با خودم ميگم :عجب روزيه امروز!بازم به خودم انرژي مثبت ميدم.يك ربع منتظر ميمانم تا اتوبوس مياد.به ايستگاه مقصد ميرسم پياده ميشوم . وارد شركت ميشم همكارم نشسته و مشغول است سلامش ميكنم جواب ميده !ميگه چطوري؟ميگم خوبم.ميگه اوضاع چطوره؟ميگم بد نيست ولي تا شب بهترش ميكنم. شروع ميكنم حرف زدن و انرژي دادن به خودم.ميگم اگه مثبت فكر كنيم همه چي درست ميشه! 5ساعت بعد بعد از چندين اتفاق ناخوشايند ديگه ، ميگم عجب روز گنديه امروز!!!كي گفته با مثبت فكر كردن اوضاع بهتر ميشه؟!در همين حين تلفن زنگ ميزنه ، جواب ميدم . يكي از هكارامه ! از معدود افراديه كه هيچ دلخوشي ازش ندارم.صحبت ميكنه و در آخر بهم ميگه :تبريك ميگم!! تعجب ميكنم ميگم برا چي؟ ميگه برا اينكه تو ساختمان جديد شركت به همه در و ديوار اسمتو به عنوان كارمند برتر زدند! فكر ميكنم كه چي باعث شده منو به عنوان كارمند برتر انتخاب كنند؟!بالاخره به جواب مناسبي ميرسم.
حالا شما چي فكر ميكنيد؟برا چي منو به عنوان كارمند برتر انتخاب كردند؟ پي نوشت 1: بابا چرا خبري ازتون نيست؟!اقتصادي ها در چه حاليد؟ پي نوشت 2:رجايي ها شما را چه شده چرا يهو از صفحه نت محو شدين؟چرا هيچكي آپ نميكنه؟ پي نوشت 3:همه اينا رو نوشتم تا بگم كارمند برتر شدم! پي نوشت 4:بگذاريم گاهي فكر پي بازي برود! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۹ساعت 20:50 توسط لیلا
|
|
||
|
|
|
|
|
لبخند میزنم به زندگی ! لبخند میزنم به آفتاب دم صبح ! لبخند میزنم به هر آنچه گونه هایم را از هیجان سرخ میکند! لبخند میزنم به ترسهایم حسادت هایم خجال هایم غرورم عصبانیتم خستگی ام و اشکهایم ! لبخند میزنم به نگرانی ها تنش ها بی حوصله گی ها و تمامی احساساتم ! لبخند میزنم به دوستانم آشنایانم رقبایم همسفرانم و هر آنکس که مرا سرشار از انرژی می کند! لبخند میزنم به خواسته ها وداشته هایم! لبخند میزنم به شما! خود خود شما ! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم آبان ۱۳۸۹ساعت 10:4 توسط لیلا
|
|
||