حرفایی خودمونی با دوستان

دلم برای لی لی بازی های کودکی ام تنگ شده است.

دلم برای هیجانات حین مسابقات جام جهانی 1998 تنگ شده است.

دلم برای خرید لواشک و ترشی های سه شنبه بازار تنگ شده است.

دلم برای آب پاشی حیاط در عصرهای تابستان تنگ شده است.

دلم برای شستن برگ های درخت انجیر تنگ شده است.

دلم برای شمردن ستاره ها در شبهای تابستان تنگ شده است.

دلم برای خوردن آب دوغ خیار تنگ شده است.

دلم برای ترس از رعد و برق تنگ شده است.

دلم برای خاطرات کودکی ام تنگ شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر ۱۳۹۵ساعت 10:16  توسط لیلا   | 

مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید

در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور

در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دور

یـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور

مرگ من روزی فــــرا خــواهد رسید

روزی از این تلـــخ و شیرین روزهـا

روز پـــوچی همچو روزان دگــــــــر

ســــایه ای ز امروزهـــا ، دیروزهــا

دیدگـــــانم همچو دالان هــــای تــــــار

گـــونه هـــایم همچو مرمر هـای سرد


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر ۱۳۹۵ساعت 10:5  توسط لیلا   |