|
|
|
|
|
دوستان با معرفت تر از هر چي بيمعرفته!در كدام نقطه از اين سرزمين خاكي نشسته ايد؟! چنانچه دلتان خواست تا باري ديگر همديگر را ببينيم خبر دهيد تا بعد از عيد يه جا جمع بشيم.خبر از شما هماهنگي از من! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم دی ۱۳۸۹ساعت 19:47 توسط لیلا
|
|
||
|
|
|
|
|
به همراه يكي از دوستام كه اين روزا شرايط روحي مناسبي نداره رفته بودم بيرون.تو راه مغازه ها را ميديدم.در بين راه چند تا دختر بچه و پسر بچه فال بدست اومدن پيشمون و ازمون خواستند ازشون فال بخريم و ما قصد نداشتيم فال بخريم.يكيشون اصرار كرد كه خاله تو رو خدا 200 تومان بيشترنيست منم دست تو جيبم كردم و يك 200 توماني و 2تا پنجاهي درآوردم گفتم فقط همين ها رو دارم كرايه برگشتمه!يه كارت تلفن هم بين پولها از جيبم درآوردم.(چند روز قبل ميخواستم زنگ بزنم رو تلفن كارتي بود برش داشته بودم.10 تومان بيشتر نداشت.) دختربچه كه نااميد شده بود گفت : خاله كارت تلفن نداري ؟ منم گفتم دارم بيا و همون كارت تلفن را بهش دادم.كلي ذوق كرد و رفتند!دوستم گفت:چطور حاضر شدي كه كارتتو به اون بدي؟گفتم:از رو تلفن كارتي برداشتم.تا اونجا كه يادمه مبلغي نداشت.ناراحت شد گفت :چرا اونا رو سر كار گذاشتي؟!گفتم :من سركار نذاشتمشون. تا 10 دقيقه اي ناراحت بود از اين كارم.گفت:تعجب كردم كه چطور امروز دست و دلباز شدي!پس بگو قضيه از چه قراره! بعد گفتش كه دلم به حال اين بچه ها ميسوزه!دلم برا همه اين آدمايي كه دور و برم بدبختن ميسوزه!چرا وضع اينجوريه؟ گفتم :برا خودت چي؟! به خودت توجه كردي؟!به انداره يك هزارم اين بچه ها شور و شوق در وجودت نيست!بنظرم دل بايد برا كسي بسوزه كه در وجودش شور و شوق نيست.اميد به زندگي نيسيت! اين بچه ها شوق دارند اميد دارند.هر روز با هدفي ميريزند تو اين خيابونا.صبح تا شب براي فروش بيشتر تلاش ميكنند! هدف داشتن تلاش كردن و شور و شوق داشتن لذت زندگيست.هرگونه كه باشد! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم دی ۱۳۸۹ساعت 19:42 توسط لیلا
|
|
||
|
|
|
|
|
بارها و بارها تو زندگيم پيش اومده كه در آرزوي رسيدن به يه چيزي بودم اما نرسيدم و درست زماني كه اون چيز ارزشش رو برام از دست داده بهش رسيدم . گاهي اوقات هم از يه چيزايي بدم ميومد و ذهنم رو مشغول ميكرد ولي پس از مدتي كه اون چيزا در حال محو شدن بودن و داشتم از دستشون ميدام يهو فوائدش برام مشخص ميشد و ديگه نميخواسم بدون اون چيزا باشم. با در كنار هم گذاشتن اين موارد به اين نتيجه رسيدم كه گذر زمان خيلي چيزا رو عوض ميكنه . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی ۱۳۸۹ساعت 19:31 توسط لیلا
|
|
||
|
|
|
|
هميشه كلماتي براي گفتن در انتظارند!این آقای یار محمدیان عجب جمله هایی میگن !اصلا فکر نمیکردم جز مقاله نوشتن از این مطالب هم بنویسن. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم دی ۱۳۸۹ساعت 11:43 توسط لیلا
|
|
||
|
|
|
|
|
هرگاه بتوانیم پس از شکست لبخند بزنیم شجاع خواهیم بود! نمیدونم این مطلبو کجا خوندم ولی خیلی ازش خوشم میاد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم دی ۱۳۸۹ساعت 15:27 توسط لیلا
|
|
||