حرفایی خودمونی با دوستان
آدمهای مهربون را دوست دارم.همون ها که یه محبتی تو چهره شون نهفته است!همونها که دیگران را منتظر نمی زارند!همون ها که صداقت در وجودشان موج میزند!همون ها که بوی ناب(( آدم)) می دهند!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۰ساعت 10:14  توسط لیلا   | 

 

چه خوب میشد هر صبح که از خاب بلند میشوم یکی دست و صورتم را میشست!

چه خوب میشد وقتی اتفاق جالبی را با هیجان برای همراهت در خیابان تعریف میکنی کسی بهت نگوید آرامتر اینجا خیابان است!

چه خوب میشد وقتی یه ترفند جدید در محیط کار پیدا میکنی و از ذوق جیغ میکشی کسی تعجب نمیکرد!

چه خوب میشد وقتی تو جمع خوابت میگیره و میخوابی کسی بهت نگوید وا!

چه خوب میشد اگه برچسب وسایل نو رو نمیکندی کسی بهت خرده نمیگرفت!

چه خوب میشد وقتی دلت میگیره یکی نازتو بکشه!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۰ساعت 13:45  توسط لیلا   |