حرفایی خودمونی با دوستان
میخوام بدونم این چه وضعشه که با یه حرف کلی شاد میشیم و با یه حرف داغون. من هنوز این عدم ثبات رو در خودم تشخیص ندادم. هزار بار میگم کار به حرف دیگران نداشته باشم اما همین الان یکی ازم تعریف کرد دیگه در پوست خود نمی گنجم. حالا یه ثانیه دیگه اگه یه انتقاد ازم بکنه همون فرد کلی تو ذوقم می خوره و ناراحت می شم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 17:8  توسط لیلا   | 

تا حد امکان در مورد دیگران بد گویی نکنید. این جمله به نظرم خیلی درسته و لازم الاجرا

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:33  توسط لیلا   | 

یکی از علایق دیگری که دارم اینه که خط خوبی داشته باشم. به خوش خطی علاقه خاصی دارم. هر جا خط زیبایی می بینم کیف می کنم. چند بار اقدام به تمرین خوش خطی کردم که مدتش زیاد نبود و در هر بار کمی خطم بهتر شد. اما این بار تصمیم جدی دارم که خطم رو زیبا کنم.

یه سری فایل های اموزشی هست که دارم می بینم و تمرین می کنم و در اولین فرصت می خوام برم کلاس خطاطی.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت 16:9  توسط لیلا   | 

امروز باز یه درس جدید از زندگی گرفتم. 

سخن در بند توست مادامی که ان را بر زبان نیاورده ا ی..
وچون سخن را گفتی تو در بند آن خواهی بود..
پس زبانت را چنان نگهدار که پول و اموالت را..
چه بسا سخنی که نعمتی را ربود و نقمتی را جلب کرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:18  توسط لیلا   | 

گاه شاد می شوم از بارش بارانی 

گاه شاد می شوم از تایید شدنی

گاه شاد می شوم از خواسته شدن

گاه غمگین می شوم از هوای ابری

گاه غمگین می شوم از انتقادی

گاه غمگین می شوم از شنیده نشدن

این است گاه گاه زندگی من

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:23  توسط لیلا   | 

امسال نوروز رفتم پارک لاله دیدم کلی گل لاله کاشته بودند. خیلی قشنگ بودن.با خودم گفتم وای چه قشنگ!گلای لاله در پارک لاله!

فکر میکردم بخاطر اینکه اونجا پارک لاله است گلای لاله کاشته اند. اما بعدش هر جا رفتم گل لاله دیدم. تو بلوار ها و پارک ها همه جا.خیلی خوشم اومد چون برای اولین بار در زندگیم گل لاله میدیدم.همیشه گل لاله رو در ذهنم بصورت گل شقایق تجسم می کردم.اما دیگه گل لاله رو دقیق می شناسم.

لحظه هاتون گل باران

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 12:48  توسط لیلا   | 

 

امروز یه روز معمولی مثه خیلی روزای دیگه بود. البته روز کاری نسبتا ارومی داشتم و بازار مثه روزای قبل پر نوسان نبود.  این روزا همه فعاان بازار سرمایه انتظار کاهش نرخ دلار را دارند. اما با توجه به نتایج مثبت مذاکرات کاهش قیمت دلار کمتر از آنچه انتظار میرفت کاهش یافت.

از علایق دیگری که دارم و با فکر کردن فهمیدمش اینه که دوس دام هر به 2 ماه خانواده ام رو ببینم.

یه 5 ماهی میشه که دارم یه شال مشکی برای یاسر می بافم اما هنوز تمومش نکردم. کلاف سوم هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:20  توسط لیلا   |