|
|
|
|
|
چند روز پیش با یکی از دوستان صحبت می کردیم .صحبت به دیدگاه آن دوست عزیز نسبت به زنان کشید.ایشان نظرش را درمورد زنان چنین بیان کرد: "زنان موجودات قابل ترحم و بدبخت هستند.دلم برایشان میسوزد! هیچ زنی را بیش از 3ساعت در روز بیشتر نمیتوانم تحمل کنم.دوست دارم یه زن بیاید خانه ام و بعد از سه ساعت بره! زنان را به خاطر س ...ک ... س دوست دارم . اصلا دوست ندارم زن بهم گیر بده! وقتی میرم پپیش دوستام خوش بگذرونم زنگ بزنه بگه کجایی؟چه کار میکنی؟دوست ندارم بهم بگه پیشم بمون....! بارها و بارها بودن با زنان را تجربه کردم و همیشه به همین نظر در مورد زنان رسیدم!!! "
میتوانم تصور کنم که زنان و دخترانی که این متن را میخوانند چگونه از عصبانیت چهرشان برآشفته میشود!و درصدد ند تا نظری جانانه بگذارند! میتوانم تصور کنم بعضی از مردان و پسرانی را که با خواندن این متن بادی بر غبغبه انداخته و میگویند درست گفته!بیشتر باید میگفت! میتوانم تصور کنم ....! اما نمیتوانم تصور کنم زنانی را که با خواندن این متن به فکر فرو رفته و بگویند :چرا چنین دیدگاهی نسبت به زن دارد؟ از دوستان عزیز میخواهم که نظرات خود را درمورد زن و این نوشته همینجا بگذارند.و یادمان نرود در سرشت زن همواره نوعی قدرت و نیروی شفا بخشی وجود دارد که سبب بازگشت انرژی های از دست رفته مرد میشود.و مرد است که با همراهی زن و ارزش نهادن به وجود زن او را در این امور قوی تر و قویتر میسازد.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد ۱۳۹۰ساعت 23:35 توسط لیلا
|
|
||