حرفایی خودمونی با دوستان

صدای طپش قلبم را احساس می کنم آن زمان که دست روی دکمه زنگ میگذارم و می فشارم. ساعت 7 :30 . درب باز می شود و نمیدانم چگونه پله ها را یکی دوتا رد می کنم تا به جلوی در خانمان میرسم و تو تمام قد ، لبخند به لب جلو در ایستاده ای!چگونه وصف کنم شادی درونی ام را برای لحظه ی دیدن تو ! لبخندت دلگرمم می کند و تو خوب میدانی که چه اندازه حضورت را کنارم میخواهم. انرژی می گیرم از اغوشت ، از حمایت هایت ، از همراهی هایت! چشمان مهربانت دل انگیز ترین صحنه چشمانم است. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۴ساعت 14:37  توسط لیلا   |